یکشنبه نهم مهر 1385
غرق شدم در وبلاگ خواني. آمده بودم كه وبلاگ بنويسم، ولي بيشتر از آن كه بنويسم ميخوانم. و جالبتر آنكه كامنتها بسيار مرا جذب ميكند.
نوجوان كه بودم مثل همه نوجوانها مي خواستم بشريت را نجات دهم. ميخواستم زنان را نجات دهم، ميخواستم فارسي را پاس بدارم، و خلاصه همه كارهايي را مي خواستم انجام دهم كه در ذهنم قهرمانانه بود. حالا در کامنت های وبلاگ ها، همه نوجوانی خودم را می بینم.
از همه دوستان عزیزی که مرا مورد تفقد خود قرار داده اند و می پرسند چرا پست جدیدی نمی نویسم، ممنونم. این روزها به شدت مشغول مطالعه کامنت ها و دسته بندی آنها هستم. امیدوارم بتوانم مطلب درخور توجهی در این زمینه بنویسم. ولی به علت زیادی کامنت ها و اینکه بسیار مرا سرگرم و مشغول می کنند، نمی دانم کی موفق به این کار خواهم شد.
نوشته شده توسط منیر قادری در ساعت | لینک
|
