تبليغاتX
نمادها و نشانه ها - ديوارنوشته‌هاي شهر ما
فرهنگ عامه

  

نمي‌دانم از كي، ولي يكي از سرگرمي‌هاي من هنگام پياده‌روي يا از داخل اتوبوس، خواندن نوشته‌هاي روي ديوارها بود. به ويژه ديوارهاي كوچه‌هاي فرعي كه دفتر خاطرات پسرهاي جوان محله است. هر چيزي را روي اين ديوارها مي‌توانيد ببينيد. اسم تيم يا بازي‌كنان محبوبشان، اسم دوست صميمي‌شان، شعرها و ترانه‌هاي عاشقانه، شعارهاي سياسي، اسم كانديداها، اسم دوست دخترشان، فحشي ملايم به دوستي براي خنده يا فحشي ركيك به كسي كه باعث آزارشان شده. شماره تلفن‌هاي تبليغاتي و... حتي دعواهاي محله‌اي هم روي اين ديوارها ديده مي‌شود، بچه‌هاي محله كناري براي اين محله اسمي مي‌گذارند و بچه‌هاي اين محل، براي تلافي روي ديوار خانه‌هاي آن محله، چيزي در جواب مي‌نويسند. همان دعواي هميشگي خودي و غيرخودي و يا هم‌محله‌اي و بيگانه. دعواهاي دوران ده بالا و ده پايين از دوره روستانشيني ايراني.

اين ديوارها در دوران انقلاب و پس از آن، در هر انتخابات، بيلبوردهاي تبليغاتي احزاب و گروه‌ها هم بوده‌اند و در اوج هيجانات سياسي مردم، زغال‌ها و اسپري‌هاي رنگي، بدون رعايت هيچ‌يك از قواعد تابلونويسي يا خوشنويسي، فقط هيجان اين جوانان را با نوشتن نام كانديداي محبوبشان نشان داده‌اند.

بعضي از اين موارد مانند شعارهاي فوتباليستي، يا دعواهاي محله‌اي، عرصه تخليه هيجان جوان‌هاست و اگر بتواند از شكستن شيشه‌هاي اتوبوس‌ها و مغازه‌ها جلوگيري كند، قابل پذيرش است. بعضي ديگر ناشي از فرهنگ سكوت ايراني در جمع است. همه دوست دارند حرف بزنند و دوست دارند حرفشان را درميان جمع و با فرياد بگويند، ولي آن ملاحظات ايراني، كه كسي نبايد از دوست دخترش و يا از احساسش چيزي بگويد، ابراز احساسات را به ديوار كوچه‌ها  مي‌كشاند.

هميشه هم پس از خواندن چند تا از اين ديوارنوشته‌ها، به‌ياد آورده‌ام كه بايد عصباني شوم از اين كه فرهنگ احترام گذاشتن به حق و حريم ديگران را رعايت نمي‌كنيم و ديوارهاي خانه ديگران و يا فضاي ديد ديگران را با نوشته‌هاي اين‌چنيني مي‌آلاييم.

باز هم نمي‌دانم از كي اين اتفاق افتاده‌ بود ولي من امروز صبح متوجه شدم. كوچه‌هاي فرعي ميرداماد را پياده مي‌آمدم، كه متوجه شدم، روي تمام ديوارها با رنگ سفيد و به‌صورتي بسيار نامرتب رنگ خورده است. چيزي مثل ابرهاي نقاشي بچه‌ها و بدون كادر و يا شكلي مرتب. فقط رنگ زدن الف و ب وديگر حروف هريك به شكل خودش. به‌ اين ترتيب، شهري ابري داريم بدون نوشته‌هاي بچه‌ها ولي به همان اندازه قبل يا بيش‌تر، نازيبا.

نوشته شده توسط منیر قادری در ساعت  | لینک  |