تبليغاتX
نمادها و نشانه ها - وبلاگ‌نويسي در ايران (3)
فرهنگ عامه

 

 

وبلاگ‌هاي نام‌ونشان‌دار: اطلاع‌رساني و فرهنگ فرهيخته روزمرگي

 

شروع بحث وبلاگ‌نويسي در اين وبلاگ، براي خود من مانند فيش‌برداري در اين زمينه بود. آگاهم كه اين بحث بسيار ناپخته وبا عجله مطرح شد ولي در حقيقت دفترچه يادداشتي بود كه موضوعات موردعلاقه من در وبلاگ‌نويسي و آنها كه مي‌توانند در بررسي وبلاگ‌ها مورد توجه قرار گيرند، از خاطر نروند.

براي قسمت سوم وبلاگ‌نويسي، وبلاگ‌هاي تخصصي را در نظر گرفته‌بودم. ولي اين وبلاگ‌ها چنان متفاوتند و چنان پرگستره، كه بررسي آنها در يك وبلاگ نمي‌گنجد!!! (در قالب خود نگنجيدن براي وبلاگ‌ها، تعبير جالبي شد). فكر مي‌كنم بررسي اين وبلاگ‌ها از هريك از مناظري كه در زير ذكر مي‌گردد، خود مي‌تواند محتواي يك مقاله بلند و تخصصي را تشكيل دهد و پژوهش زيادي را مي‌طلبد. به‌اجمال،  اين وبلاگ‌ها را از چند جهت مي‌توان بررسي كرد:

۱. از نظر خط فارسي: الف) رشته‌هاي علوم انساني، معمولاً زبان شسته‌رفته و فرهيخته‌اي دارند، دستور زبان فارسي را رعايت مي‌كنند، اگر نويسنده با ادبيات و ترجمه و ويرايش سروكار داشته‌ باشد، قواعد جدا و سرهم‌نويسي و فاصله ميان كلمات بسيط و مركب را رعايت مي‌كند. امّا تقريباً همه آنها از خط عربي به جاي خط فارسي استفاده مي‌كنند. البته در كل، وبلاگ‌ها، به‌ندرت از خط فارسي استفاده مي‌كنند. بلاگرهاي خارج از ايران هم، مانند blogspot  كه اصلاً فونت فارسي ندارند و اگر در صفحه وورد و با فونت فارسي هم بنويسيد، بلاگر آن را به فونت عربي تبديل مي‌كند. ب) در رشته‌هاي فني و مهندسي و تجربي معمولاً نويسنده در بند رعايت دستور زبان و يا املاي صحيح كلمات نيست. جدا و سرهم‌نويسي كاملاً سليقه‌اي و البته اغلب از روي بي‌توجهي اعمال مي‌شود. علايم سجاوندي در هيچ‌يك از وبلاگ‌هاي علوم انساني و يا فني و تجربي ديده نمي‌شود، مگر اين‌كه نويسنده اهل ادبيات فارسي و يا ترجمه باشد. (مانند خسرو ناقد و داريوش آشوري و محمد نيكفر و ...)

۲.  از نظر زباني: نويسنده در اين وبلاگ‌ها ارتباط كلامي را از دست نمي‌دهد و آشفته‌گويي نمي‌كند؛ و معمولاً پست‌هاي وبلاگ به هم مرتبطند. امّا آنچه در اين وبلاگ‌ها به‌وفور ديده مي‌شود، چه در وبلاگ‌هاي علوم انساني و چه در وبلاگ‌هاي فني و تجربي، استفاده از كلمات انگليسي، و حتي گاه با حروف فارسي است. معمولاً كلمات تخصصي يك‌ رشته، حتي اگر معادل فارسي هم داشته باشد، به فارسي نوشته نمي‌شود.

۳.   از نظر محتوي: گرچه اين وبلاگ‌ها را وبلاگ‌هاي تخصصي ناميده‌ايم، ولي يكي از ويژگي‌هاي آنها اين است كه چندان دربند قالب منتخب خود نيستند. اكثر اين وبلاگ‌ها محتوي و قالب اصلي خود را اطلاع‌رساني انتخاب كرده‌اند، از اطلاعات سياسي و علمي تا اعلام برنامه‌هاي دانشگاه و نمره‌هاي دروس و ... . ولي هيچ‌يك فقط در يك رشته تخصصي نمي‌مانند. نويسنده اين وبلاگ‌ها، گاه شعري را كه دوست دارند، واقعه‌اي را كه اتفاق افتاده، وقايع روزمره زندگي و يا خاطره‌اي را نقل مي‌كنند البته در اغلب اين موارد، خاطره، شعر يا روايت خود را به نوعي با قالب اصلي وبلاگ ارتباط مي‌دهند.

۴.   ويژگي اصلي وبلاگ‌هاي تخصصي، گفت‌وگو و تعاملي است كه در خود پنهان دارند. هر پست و هر كامنت، اظهارنظرهايي را برمي‌انگيزد و گاه بين شبكه علاقه‌مندان به موضوع وبلاگ، بحث و گفت‌وگو درمي‌اندازد.

۵.   اين وبلاگ‌ها هم مي‌تواند پيكره‌اي پژوهشي از درونمايه‌هاي انديشمندان و فرهيختگان ايران باشد. در پست‌هايي كه وبلاگ، كار اطلاع‌رساني خود را وامي‌نهد و از خاطرات و روزمرگي‌هاي نويسنده مي‌گويد، فرهنگ عامه در شكل فرهيخته‌اش ظاهر مي‌شود (و البته به دور از خرافات مرسوم عوام). اين افراد نيز، مانند مردم عادي جامعه در خلوت خود اعتقادات و باورهايي دارند كه گاه تنها تفاوت آنها با عامه مردم، پيچيده شدن در لفافه كلمات صحيح و زيباست و يا توجيه شدن و هم‌سو شدن با آخرين نظريه‌هاي علمي.  نويسندگان اين وبلاگ‌ها نيز از سرنوشت، از شانس و بدشانسي، از عاقبت‌به‌خيري، از خواب‌ها و روياهايي كه به نوعي تعبير مي‌شوند و ... مي‌گويند.

 تكمله: به علت مشخص بودن نويسنده اين وبلاگ‌ها، مثال‌ها و عباراتي كه از اين وبلاگ‌ها و متناظر با بند  ۵ اين نوشته، استخراج شده‌بود، ذكر نمي‌گردد.

 

نوشته شده توسط منیر قادری در ساعت  | لینک  |